کد خبر: 1103907
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۰
آیت‌الله شیخ عفیف نابلسی از استاد نامور خویش می‌گوید
 او را با هیچ عالمی مقایسه نمی‌کنم... اثری که هم‌اینک در بب آن سخن مـی‌رود، خاطرات آیت‌الله شیخ عفیف نابلسـی از استـادش شهیدآیت‌الله العظمی سید محمد باقر صدر است که واجد نکات در خور تأملی در باب کارنامه آن فرزانه راحل به شمار می‌رود. این مجموعه توسط اسماء خواجه‌زاده ترجمه شده و نشر معارف آن را روانه بازار نشر ساخته است
محمدرضا کائینی

اثری که هم‌اینک در بب آن سخن مـی‌رود، خاطرات آیت‌الله شیخ عفیف نابلسـی از استـادش شهیدآیت‌الله العظمی سید محمد باقر صدر است که واجد نکات در خور تأملی در باب کارنامه آن فرزانه راحل به شمار می‌رود. این مجموعه توسط اسماء خواجه‌زاده ترجمه شده و نشر معارف آن را روانه بازار نشر ساخته است. مؤلف در دیباچه خویش بر این کتاب، در باب محتوای آن آورده است:
«مدتی است می‌خواهم درباره این اندیشه درخشان و شخصیت عظیم بنویسم، اما هر چه سن و تجربه‌ام بیشتر می‌شود، زبان از بیان قاصر می‌گردد. دوست داشتم درباره تمام دغدغه‌ها، درد‌ها و درگیری‌های او بنویسم و تا آنجا که ممکن است زبان به ستایش و افتخار نگشایم، ولی طبع عالی و اندیشه عظیم او ناخواه مرا به این دام می‌کشاند، چندان‌که قدرت تأثیرگذاری و سحر بیان و همت والای او توان بیرون آمدن از این دام را از من می‌گیرد. سال‌ها یکی پس از دیگری می‌گذرند و من هنوز نمی‌دانم چطور درباره او حرف بزنم. مسائل متعددی را هم نمی‌توانم شفاف بیان کنم، چون نگران آن هستم کسی حرفم را نفهمد و خیال کند قصدم از طرح برخی جزئیات، اتهام بستن به علما یا تعرض به مراجع عظام است. در عین حال نمی‌خواهم خلاصه‌ای از ماجرا را شرح دهم یا از روی وقایع رد شوم، چون در این صورت هم مطلب ناقص می‌شود و هم حقیقت گم و حرف‌هایم هیچ معنا و سودی نخواهند داشت. در عین حال نمی‌خواهم شخصیتی مانند این شهید سعید، در میان پشته اتهامات دوست و آتش ظلم و اجبار گم شود. دیر زمانی گذشته است، ولی احساسات من نسبت به او خاموش نشده و درد‌ها و مصیبت‌هایی که بر سر این امت رفته، چیزی از آن کم نکرده است. من همیشه بر این باور بوده‌ام که ما به آن ذهن و اندیشه نیازمندیم. آن شهید انرژی فوق‌العاده‌ای داشت و من با وجود احترام و تقدیر نسبت به همه علما، نمی‌توانم او را با هیچ یک از مراجع معاصر مقایسه کنم. صحبت درباره شهید صدر، بدون در نظر گرفتن شرایط و موارد مبهم پیرامون او ممکن نیست، با این حال سعی من در این کتاب، تنها آن است که تجربه شخصی خودم را با او بنویسم، البته همانطور که می‌گویند، حرف حرف می‌آورد. فقط به مواردی اشاره کنم که در آن زمان دیده یا شنیده‌ام و به آن‌ها مطمئن هستم. بنابراین، این کتاب، منبعی جز نویسنده ندارد. درباره وقایع قبل از ورود به نجف و بعد از خروج از آن هم مطالب بسیاری نوشته شده و هم من اطلاعات خوبی دارم، اما به خاطر رابطه‌ام با استاد ـ که به مرور زمان متحول شد ـ به شیوه خودم درباره آن‌ها نوشته‌ام و فقط همان‌ها را که دیده و حس کرده‌ام، نقل می‌کنم. الان که مشغول نگارش این کتاب هستم، جهان گرفتار درد زایمان است تا نظامی نو در عراق متولد شود و کابوس سنگین حزب بعث و صدام از بین برود، هم او (صدام) که عراق را در درگیری و دشمنی و بیماری و فقر غرق کرد و گرفتار ابتلائات نمود. عراقی که سید صدر، جان و خون خود را در راه آن فدا کرد. بی‌شک در این روز‌ها که روزنه‌های نورامید و خورشید زندگی نمایان است، روح پاک شهید همراه ماست، اما هیهات و هیهات که بعد از او زندگی در عراق برای ما خوش باشد....»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار